Monday, May 29, 2006
مانا تنها نیست

این چند روزه همش تو فکر مانا نیستانیم. از نزدیک نمی شناختمش . کارهاش رو کم و بیش از زمان پیام آشنا دنبال می کردم . امروز هم که تولدش بود. روزهای اول فکر می کردم دستگیرش کردن که سروصداها بخوابه و مردم آروم بشن ولی امروز هشتمین روز دستگیریشه. نویسنده و فیلسوف و کاریکاتوریست در زندان. روزگار غریبیست.
10:36 PM ساعت
5نظر <
لینک ثابت <

Friday, May 26, 2006
همین که امتحانا تموم میشه(بدون در نظر گرفتن نتیجه اش) انگار دو تا وزنه دویست کیلویی از رو دوش آدم برداشتن.


12:05 AM ساعت
5نظر <
لینک ثابت <

Sunday, May 21, 2006
با این که تقریبا تمام مردم دنیا در تب و تاب جام جهانی به سر میبرن ، در آمریکا هیچ گونه خبری در این زمینه نیست و خیلی ها حتی روحشون هم خبر نداره که در کمتر از یک ماه دیگه یکی از بزرگترین رویداد های جهان کارشو شروع می کنه. باز خدا پدر این همشهریهای زاپاتا رو بیامرزه که یه بخاری ازشون بلند می شه. این روزها کار من شده کرکری خوندن با مکزیکیا. خدا رو شکر چیزی هم که تو این کالیفرنیا زیاده مکزیکی(از هر چهار نفر یک نفر مکزیکیه).
علاقه ایرونیها به فوتبال رو اگه به توان ده برسونید می شه یه چیزی نزدیکای عشق مکزیکیا به فوتبال. امروز با یکیشون حرف می زدم بهش گفتم راجع به بازی ایران-مکزیک چی فکر می کنی گفت نمی دونم، هیچ چی معلوم نیست. البته از طرز جواب دادن و اعتماد به نفسش معلوم بود که فقط برا اینکه دل منو نشکنه اینو گفته. ازش پرسیدم مکزیکیا به چه دیدی به تیم ایران نگاه می کنن. یه تیم قوی یا ضعیف؟ گفت نه قوی نه ضعیف یه تیم معمولی. می گفت البته چون زیاد بازیاشون رو کسی ندیده کمی نگران کننده است. جالب اینکه اکثرشون علی دایی رو می شناسن و ازش می ترسن! منم البته صداشو در نیوردم که اون ممه رو لولو برده. آخر سر هم من بهش گفتم we're gonna kick your ass و ایشون هم در جواب گفتن می خوای صد دلار شرط ببندی سرش؟ منم محلش نگذاشتم. دیدم خوب نیست آدم با یه کارگر که اومده اسبابا سر کاررو جابجا کنه زیاد قاطی بشه! فقط خدا به خیر بگذرونه. البته با مربی شجاع و با برنامه ای که ما داریم و دروازه بان کاملا آماده و رو فرممون هیچ جای نگرانی نیست.

1:41 AM ساعت
5نظر <
لینک ثابت <

Tuesday, May 16, 2006
United 93
کمتر ازچند ماه به پنجمین سال حادثه 11 سپتامبر مانده ، united 93 اولین فیلم سینمایی راجع به این واقعه به روی پرده سینماها میاد. مضمون فیلم حول اتفاقات یکی از چهار هواپیمای ربوده شده توسط القاعده در این روز می گذره. هواپیمایی که بر خلاف سه هواپیمای دیگه به هدف مورد نظرش(کاخ سفید) برخورد نمی کنه و حدس و گمانه زنی ها حاکی از اینه که تلاش و کوشش سرنشینانش باعث شده تا هواپیما قبل از رسیدن به هدف با زمین برخورد بکنه.
جریان روایی فیلم به خوبی حال و هوای ترس و وحشت اون لحظات رو به تماشاچی منتقل می کنه. به خصوص این که در جریان اتفاقات مربوط به این هواپیما به طور موازی شاهد اتفاقات دیگه ای که قبل از اون می افته هم هستیم. قصد این رو ندارم که فیلم رو نقد کنم چون 15 دقیقه اولش رو از دست دادم برای همین فقط به موردی اشاره می کنم که هنگام دیدن فیلم آزارم می داد.
کسی دقیقا نمی دونه در اون 20-30 دقیقه نهایی که هواپیمای united 93 به زمین برخورد کرده چه اتفاقاتی افتاده. تنها مدارک موجود چند مکالمه تلفنی کوتاه سرنشینان هواپیما به بستگانشون ومرکز اورژانس(911 ) هست که در اونها هم اطلاعات زیادی در مورد جو داخل هواپیما وجود نداره. پل گرینگرس نویسنده و کارگردان فیلم که در کارنامه کاریش فیلمهای اکشن و جنایی زیادی خودنمایی می کنن داستان این فیلم رو به نوعی در ژانر دراما-اکشن نوشته که البته در قسمت تعلیق و هیجان با اینکه همه پایان داستان رو به خوبی می دونن موفق بوده. اما تاکید شدید او بر نشان دادن تصاویری از تروریستها که در حال خواندن دعا و قران حین عملیات تروریستیشان هستند به نوعی سوال برانگیزه. در تمامی این صحنه ها واکنش های تماشاچی های اطرافم رو زیر نظر گرفته بودم و به خوبی می تونستم حدس بزنم که در اون لحظه چی در سرشون می گذره. بعد از ترک سالن سینما سعی کردم یکبار کل فیلم رو بدون اون دیالوگها تصور کنم و در آخر نتونستم خودم رو قانع کنم که این فیلم بدون اون صحنه ها چیزی رو از دست می داد.
برای ساختن فضای جنگ سه عنصر مورد نیاز عبارتند از دشمن ، قهرمان و توجیهی برای جنگیدن. در این فیلم قهرمان سرنشینان هواپیما توجیه جنگ حملات تروریستی و دشمن نه تندروهای مذهبی (که در هر مکتبی چه کم چه زیاد وجود دارند) بلکه دین اسلام تعریف شده اند. فریاد الله اکبر یکی از تروریستها در حال بریدن سر یکی از سرنشینان ، خواندن دعایی با مضمون "خدایا من این کاررو فقط برای رضای تو انجام می دهم" و مواردی از این قبیل خود اثبات کننده این مدعا هستند. شخصیت پردازی این سه تروریست فقط و فقط توسط همین دعا خواندن ها( و چند دیالوگ خیلی کوتاه) پردازش شده اند که از همین جهت بی طرف بودن سازنده فیلم رو زیر سوال می بره. فیلم علی رغم ساختار قوی سینمایی اش به دلیل دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی کاملا نا امید کننده به حساب میاد. با همه این وجود دیدن این فیلم رو یه شدت پیشنهاد می کنم.
باید صبر کرد و دید روایت الیور استون از این واقعه به چه صورتی خواهد بود.

Labels:

11:50 PM ساعت
4نظر <
لینک ثابت <

Sunday, May 14, 2006
دزدی فرهنگی
عدم توجه به حقوق دیگران یکی از معایب اصلی فرهنگ ماست. طرز رانندگی ، نحوه ایستادن در صف و هزاران نمونه دیگه شاهد این مدعا هستند. ولی چیزی که در این زمینه همواره باعث تعجب بوده پایمال شدن حقوق اهالی فرهنگ توسط همکاران خودشونه. شاید انتظارات ما از طبقه فرهنگی بالاست شاید هم اشتباه ما در فرهنگی خواندن بعضی از این اشخاصه. ولی هرچه که هست به نظر من نمی توان در جامعه ای که روشنفکران اون چنین خطاهای آشکاری می کنن از مردم عادی انتظار داشت که حقوق اجتماعی دیگر شهروندان رو رعایت کنند:




یکی از روزنامه های معروف و پرتیراژ لس آنجلس که مثل بقیه فرهنگیان این خطه به شدت داعیه فرهنگی بودن ، آزادی خواهی و روشنفکری داره در بیشتر صفحات روزنامه اش آثار و نوشته های دیگران رو بدون ذکر نویسنده و یا ماخذ خبر منتشر می کنه. همون طور که در تصویر بالا می بینید کاریکاتور نیک آهنگ کوثر بدون ذکر نام خالق اثر و یا حتی ماخذ آن(روزآنلاین) فقط یک نمونه از مواردی بود که من در یک شماره این روزنامه پیدا کردم. اول تصورم این بود که این کار سهوی انجام شده ولی وقتی در صفحه بعدی دیدم که سردبیر محترم ، به قول معروف چه در پپسی برای نویسنده محترمش باز کرده و اسم و عکس او رو با چه آب و تابی در بالای صفحه قرار داده متوجه شدم که این مساله به هیچ عنوان نمی تونه اتفاقی باشه.





یکی از اصحاب فرهنگ که چندی پیش اینجا برنامه داشت در این زمینه با پوزخندی می گفت "حق و حقوقمون تو سرشون بخوره لااقل اسممونو بغل کارمون قرار بدن."

یکی دیگر از این دوستان که در کار واردات و پخش فیلمهای پرفروش ایراینیه در مصاحبه ای ازهموطنان عزیز خواهش می کرد که از فیلمهایی که ایشون بدون مجوز آوردن اینجا کپی برداری نکنن و محصول اریجینال!!! رو بخرن.

فکر می کنم اگر یک نفر در این زمینه به طور قانونی پیگیر قضیه بشه( بخصوص که در اینجا کپی رایت شوخی بردار نیست) و یکی از این فرهنگ سازان محترم رو گوشمالی بده بقیه هم حساب کار دستشون میاد.
نیک آهنگ عزیز ، با توجه به این که تو سرت برا دعوا درد می کنه بد نیست پیش قدم بشی:)

12:47 AM ساعت
7نظر <
لینک ثابت <

Saturday, May 13, 2006
کار هر بز نیست
امروز دیگه یاهو تهدید کرد که یا ایمیلتو خالی می کنی یا پول می دی حجمشو زیاد می کنی . خودم باورم نمی شد 1 گیگا بایت هیچ وقت پر بشه. وقتی ایمیل شخصی و کاری و درسی و وبلاگی یکی باشه همین می شه دیگه. لطف دوستانی که ایمیل های خوب خوب دادن و دلم نیمده پاکشون کنم هم البته بی تاثیر نبوده.
11:37 AM ساعت
2نظر <
لینک ثابت <

Thursday, May 11, 2006
"من فیلمهای بعد از انقلاب را خیلی خیلی کم دیده ام. شاید کم تر از انگشتان دستم. مگر اینکه داور جشنواره ای بوده باشم. آن اوایل هم همیشه به رییس های جشنواره ها می گفتم می شود مثلا من این فیلم [ایرانی] را نبینم؟ می گفتند <<نه، به طور قانونی نمی شود. ولی آخر چرا؟>> می گفتم من هیچی از فیلم ها نمی فهمم و همه اش به این فکر می کنم که مثلا میدان بولوار چه قدر عوض شده. چه قدر فلان جا آن طور یا این طور شده. حرف ها که دیگر مرا می کشت ، و تاکسی ها و صدای بوق آشنا."

گفت و گو با امیر نادری - مجله فیلم(اردیبهشت 85)
2:15 AM ساعت
0نظر <
لینک ثابت <

Wednesday, May 10, 2006
خانه ام آتش گرفته ست
12:00 AM ساعت
3نظر <
لینک ثابت <

Friday, May 05, 2006
نی نوا
نی نوای حسین علیزاده یکی از اون کارهاییه که صدا و سیمای ایران له اش کرد.
خیلی سخت بود نوشتن این جمله چون واقعا این قطعه یک شاهکاره. اما صدا و سیمایی که از موسیقی هیچ چیز سرش نمی شد و هنوز که هنوزه نشون دادن ساز رو قبیح می دونه آنچنان به جانش افتاد و در عزاداری های مختلف پشت سر هم پخشش کرد که الان خیلی ها چون این موسیقی یاد آور اون روزهای حزن انگیزه طرفش نمی رن. یادمه تا قبل از این که دختر بیل کلینتون با این موسیقی باله برقصه خیلی ها نی نوا رو موسیقی فوق العاده حزن انگیزی که فقط به درد عزاداری می خوره به حساب می آوردند و بعد از اون بود که به به و چه چه ها شروع شد. بشنوید.
لینک از تحریر

Labels:

11:50 PM ساعت
1نظر <
لینک ثابت <

Thursday, May 04, 2006
ما اينکاره نيستيم
اگر خواننده سایت گویا هستید حتما تا به حال تبلیغ صرافی پارسا که جزو مشتری های پروپا قرص این سایت هست رو دیدید. امروز بعد از چندین سال که تقریبا هرروز این تبلیغ رو می دیدم روش کلیک کردم که به نکته جالبی برخوردم.در بخش "اطلاعات مهم " این وبسایت که به سوالات معمول مشتری ها جواب داده شده در جواب یکی از این سوالها لحنی مورد استفاده قرار گرفته که من رو اول حسابی شوکه کرد و بعد حسابی به فکر فرو برد. فکر می کنم ذکر همین سوال و جواب و مقایسه اون با وبسایتی در همین زمینه به زبان انگلیسی گویاتر از هرچیز دیگه باشه:

سوال: مقيم ايران هستم، پولی در خارج دارم که می خواهم به ايران منتقل کنم، چه بايد بکنم؟
جواب: از طرح مسئله " چه تضمينی وجود دارد؟ " و يا " چه تضمينی می دهيد؟" پس از توجه به توضيحات زير، خوداری فرمائيد:
طرح مسئله " چه تضمينی وجود دارد؟ " و يا چه تضمينی می دهيد؟ " به زبان ساده تر یعنی
من می خواهم با شما معامله کنم ولی به شما اعتماد ندارم. حالا می خواهم شما را باز جوئی کنم. به سئوالات من دقيقاً جواب بدهيد تا پس از پايان بازجوئی، محاکمه تان کنم. اگر متهم خوبی باشيد و با من همکاری کنيد و از محاکمه سربلند بيرون بيائيد، احتمالاً با شما معامله خواهم کرد تا از اين معامله سودی نصيب مؤسسه شما شود!
ما تن به اين بازجوئی نخواهيم داد! حاضر نيستيم که در مقابل شما نقش مجرم را بازی کنيم! به ما مربوط نيست که جائی که شما زندگی می کنيد کلاه برداری رواج دارد يا نه؟ ما اينکاره نيستيم و حاضر نيستيم بخاطر سود احتمالی در معامله با شما، روی صندلی متهمين بنشينيم.


ً
Question:How safe is my deposit?

Answer: Nationwide International is the wholly owned subsidiary of Nationwide Building Society. As well as the statutory protection provided by the Isle of Man Depositors' Compensation Scheme, Nationwide Building Society guarantees the liabilities of its subsidiary. We believe this ‘double protection’ provides peace of mind for even the most cautious investor.
12:07 AM ساعت
5نظر <
لینک ثابت <

Monday, May 01, 2006
فارست گامپ
"مادرم همیشه می گفت زندگی مثل یه جعبه شکلاته. هیچ وقت نمی دونی چی ازش بیرون میاد."

فارست گامپ به عقیده من یکی از بهترین فیلمهای هالیوود در دهه نوده. یکی از معدود فیلمهایی که باوجود طولانی بودنش بارها دیدمش و هیچ وقت از دیدنش سیر نشدم. اگر فیلمهای اسکاری ده پونزده سال گذشته رو در کنار هم قرار بدیم فارست گامپ و زیبای آمریکایی(که از اتفاق هر دو زندگی اجتماعی آمریکای کنونی رو به نمایش می گذارن) یک سرو گردن از بقیه فیلمها بالاتر قرار می گیرن. فارست گامپ به خصوص ازون دسته فیلمهایی که احتیاج به هیچ نقد و توضیحی نداره. داستانی راجع به زندگی که فقط باید دید و خندید و گریست و گریست.

Labels:

2:06 AM ساعت
4نظر <
لینک ثابت <

 
وبلاگ انگلیسی