Sunday, March 26, 2006
هفت شینی برای برابری یا...؟
از چند صد سال پیش که جنبش فمینیسم بوجود اومد فعالین این جنبش همواره در تلاش بودند تا حقوق اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی برابر با مردها رو برای زنها بدست بیارن. حتی در دیکشنری ها هم معنی اصلی واژه فمینیسم به همین صورت تعریف شده: تئوری برابری حقوق زن و مرد. عمر فمینیسم در ایران شاید به صد سال هم نرسیده باشه ولی چیزی که مسلمه اینه که فعالین حقوق زنان در حال حاضر رقم قابل توجهی رو به خودشون اختصاص دادن. با این حال ایران همچنان جزو کشورهایی به حساب میاد که کوچکترین حقوق زنان درش نادیده گرفته می شن. مواردی چون نداشتن حق طلاق ، عدم برابری دیه زن و مرد وغیره. متاسفانه در این چند سال اخیر که سازمان های مدافع حقوق زنان فعال تر شده اند بازهم پیشرفت چشمگیری در این زمینه دیده نشده.
این روزها بحثی در محیط اینترنت پیش اومده که چند روزیه فکرمنو به خودش مشغول کرده: پیشنهاد کمیته حقوقی مرکز فرهنگی زنان به خانمهای ایرانی برای گنجاندن هفت شرط در قباله ازدواج.
به چند دلیل نمی خواستم وارد این بحث بشم. دلیل اول اینکه در این مدت به این نتیجه رسیدم که بحثهایی که در اینترنت مطرح می شه در اکثر موارد فراتر از همین محیط مجازی نخواهند رفت و فقط قشر خاصی که شاید ده بیست درصد جمعیت کل کشور رو تشکیل می دن مخاطبین این بحثها هستند.
دلیل دوم این بود که از نظر من این طرح با اشکالاتی که به خصوص در بندهای آخرش وجود داره به سرانجامی نخواهد رسید. پس باز هم دلیلی برای نقد طرحی که زمینه اجرایی نداره وجود نداشت(حتی در میان وبلاگ نویسهای زن هم آنچنان استقبالی ازش نشد)
ولی امروز با خوندن مطلب خورشید خانم که دعوت کرده به نقد و ارائه راهکار، تصمیم گرفتم برداشت خودم رو در مورد این هفت شین و بخصوص دو بند آخر که به نظرم ایرادات اساسی دارن بنویسم.

حق انتخاب مسكن و تعيين شهر يا محلي كه زندگي مشترك در آنجا ادامه پيدا كند با زوجه خواهد بود.

شاید اگر کمیته حقوقی مذکور نیم نگاهی به معنای واژه فمینیسم می کرد هیچ وقت شرط رو به این گونه نمی نوشت. چطور می شه که برای حقوق مساوی مبارزه کرد ولی در صدور قوانین جانبداری کرد؟ من توضیحات بعضی دوستان رو در این مورد خوندم ولی بازهم قانع نشدم. گفته شده که این بند برای پشتیبانی از شرط سوم(زوجه حق ادامه تحصيل تا هر مرحله اي كه لازم بداند و در هر مكان و محلي كه ايجاب نمايد مخير است.)آورده شده چون به فرض اینکه زن در دانشگاهی خارج از شهر محل سکونت قبول بشه با استناد به ماده1114 حقوق مدنی که مرد در آن حق تعیین محل سکونت رو داره می تونه زن رو از ادامه تحصیل منع کنه.
همونطور که می بینید در همین بند سه ذکر شده که
در هر مکان و محلی که ایجاب نماید...
حال سوال اینه که چرا بازهم یک شرط دیگه برای پشتیبانی این شرط ذکر شده. آیا حقوق مدنی زورشون بیشتر از این شروط ازدواجه؟ اگر بله که پس با توجه به قوانین مردسالارانه ما کل این هفت شرط خود به خود بیفایده تلقی می شن. اگر جواب سوال منفی است که پس شرط سوم خودش به طور کامل قوه دفاعی داره.



اگر در آينده زوجين داراي فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از كشور نيازي به اذن پدر ندارند.

مهمترین چیزی که در نوشتن این شروط در نظر گرفته نشده اینه که ازدواج یک چیز دو طرفه است. قوانین ایران باعث شده که این مسئله یک طرفه بشه. حال برای تصحیح این قوانین آیا باید شروطی یک طرفه منظور بشه؟

من به جای تکرارگفته های دیگران ، لینک دوستانی که در این مورد نظر دادند رو آخر این مطلب می گذارم که خودتون بخونید و قضاوت کنید. ولی دوست دارم پیشنهاد خودم رو در این مورد بنویسم چون فکر می کنم این طرحی که داده شده طرح خوبیه و با مقداری اصلاح می تونه تا حدودی به احقاق حقوق زنها کمک کنه.

اجرا و احقاق هر هفت بند به صورت همه گیرآنچنان عملی به نطر نمیاد و متاسفانه دوستان خواسته اند که یک نوردبان 10 پله ای رو در یک قدم بالا برن. مطمئنا شروطی چون حق خروج از کشور زمانی که زن حتی حق طلاق نداره الان جای بحث نداره(بد نیست برای وضع یک سری قوانین که درصدد همه گیر کردنش هستیم به دایره ای فراتر از دوستان و آشنایان خومون نگاه کنیم) در عین حال من فکر می کنم زن با داشتن حق طلاق می تونه به خیلی از خواسته های دیگه اش که در این هفت شرط لحاظ شده برسه.


از دید من دو شرط داشتن حق طلاق به هرطریق(بخشش یا اخذ مهریه) و همچنین تقسیم مساوی تمام دارایی زن ومرد(که بعد از ازدواج به دست اومده) هنگام طلاق جزو الزامی ترین حقوقیه که بهتره هنگام عقد در قباله قید بشن.
با ثبت شدن این دوشرط به نظر من مرد قدرت زورگویی اش رو به مقدار زیادی از دست می ده(اشکال از جایی شروع می شه که مرد می دونه زن در مقابل زورگویی اش کاری نمیتونه بکنه) مثلا شوهر با علم به دو شرط قید شده در قباله ازدواج دیگر قادرنیست که بدون دلیل زن رو از ادامه تحصیل یا کار کردن منع کنه. شاید این سوال مطرح بشه که در این صورت همه راه ها به طلاق ختم میشه. جوابش خیلی ساده است: اگر مردی انقدر زورگو و غیر منطقی باشه که مثلا با درس خوندن زنش مخالفت کنه آیا زنی پیدا می شه که بخواد با چنین مردی همچنان زندگی کنه؟
تقسیم مساوی اموال هم که امروز در اکثر کشورهای پیشرفته انجام میشه یکی از الزامی ترین حقوقیه که زنهای ایرانی باید داشته باشن و من شخصا کاملا بااین مورد موافقم چون به چشم خودم دیدم زنهایی رو که فقط به دلیل نیاز مالی با شوهرانشون زندگی می کردند و با اینکه در گرفتن طلاق مشکلی نداشتند ترس از امرار معاش اونهارو مجبور به ادامه زندگی با زوجشون می کنه.
در مورد حضانت فرزندان شخصا نمی دونم چه راهی درسته فقط این رو می دنم که گرفتن حضانت مطلق از مرد و سپردن بدون چرای این حق به زن هم راه حل درستی نیست. در اکثر کشورها مادر حضانت بچه های کوچک رو به عهده داره و پس از اون تصمیم با کودکه که انتخاب کنه با کدام یک از طرفین می خواد زندگی کنه. شاید بشه چنین شرطی رو(مختار بودن کودک در انتخاب البته بعد از یک سن مشخص) به شروط ازدواج اضافه کرد.

در آخر این رو هم اضافه کنم که از دید من احقاق حقوق زنان در ایران همانند دموکراسی یک شبه به نتیجه نمی رسه. مشکلات این چنینی که در فرهنگ ما رسوخ کردند نیاز به عملکرد صحیح و برداشتن قدمهای سنجیده و عقلایی دارن. هر تصمیم اشتباه و یا نسنجیده ای ممکنه نتیجه معکوس به بار بیاره.

امیدوارم این نوشته که فقط به نیت نقد مطلب عنوان شده بود توهین به کسی تلقی نشه. بدون شک دوستانی که این طرح رو جمع آوری کردند هدفی جز احقاق حقوق پایمال شده زنان ندارند (و به همین خاطر با روی باز از نقدهای احتمالی استقبال کردن) و هدف و نیت من هم چیزی غیر از این نیست.

مطالب مرتبط:

هفت شین ازدواج را امضا کنید: شروط ضمن عقد
شروط ضمن عقد به جای مهریه / گفتگو با زهره ارزني
شين اول (حق طلاق)
شين دوم (حق سفر)
هفت شین کجکی
هفت شين مرد ستيزانه
شروط ضمن عقد مردانه نیست شما مردانه فکر می کنید

"هفت شین" سایت زنستان و شین هشتم پیشنهادی پویا
با وبلاگ نمی شه انقلاب کرد ولی...
اندر حكايت هفت شين!
هفت شین برابری
نظم سابق و نظم لاحق
در نقد مطلب صورتک
شین هشتم: فاشیسم
هفت شین
الاکلنگ قانون
نقدی بر هشت شرط زنستان


11:47 PM ساعت
12نظر <
لینک ثابت <

Saturday, March 25, 2006
به این نتیجه رسیدم که هر کسی منو نشناسه و این وبلاگ رو بخونه قطعا تصور می کنه که من افسردگی مزمن دارم. به خاطر همین تصمیم گرفتم ازین به بعد کمتر به حواشی بپردازم و بیشتر از کارهایی که می کنم بگم.


از وقتی که به امریکا اومدم متاسفانه از تماشای مسابقات فوتبال محروم شدم و برای اینکه این خلا رو تا حدودی پر کنم رفتم سراغ بسکتبال. اگر بسکتبال دوست باشید حتما تیم لس آنجلس لیکرز رو می شناسید. یکی از معدود چیزهایی که من به شدت در مورد لس انجلس خیلی دوست دارم همین تیم لیکرزه. و از روزی هم که اومدم اینجا نیت کرده بودم که یکی از بازیهاشون رو برم. دیشب بالاخره این اتفاق افتاد و چون تجربه جالبی بود تصمیم گرفتم یه گزارش تصویری ازش اینجا بگزارم(پوزش بابت کیفیت نه چندان خوب عکسها)

استادیوم تازه تاسیس staples که در قلب داون تاون لس آنجلس قرار داره یکی از مجهزترین و مدرن ترین استادیوم های آمریکاست. در این استادیوم به غیر از مسابقات ورزشی کنسرت های بزرگ لس آنجلس هم اجرا می شه




ما وقتی رسیدیم چند دقیقه ای بود که بازی شروع شده بود و نفهمیدیم قبل از شروع بازی چه اتفاقایی افتاد



اگر بسکتبال دوست باشید امکان نداره Kobe Bryant رو نشناسید. بازیکنی که به عقیده خیلی ها بزرگترین ستاره سالهای اخیر NBA هستش. برایانت در این شب به تنهایی 43 امتیاز برای لیکرز دشت کرد



البته گویا یه مشکل کوچیکی داشت




همکارم می گفت احتمالا فیلم brokeback mountain رو دیده



یکی از کارهای جالبی که تماشاچی ها برای حمایت از تیمشون انجام می دادن این بود که به جای فحش های ناموسی این میله های صدا دار رو موقع پرتاب آزاد حریف به هم می زدن تا با صداش و هم چنین حرکت میله ها جلوی پرتاب کننده توپ تمرکز بازیکن رو به هم بزنن




این هم فیل جکسون معروف. پرافتخارترین مربی NBA با نه قهرمانی. تا امروز هیچ وقت از رقابتهای حذفی جا نمونده و امسال سرش به خطره




cheer leader ها(هرچی فکر کردم معادل فارسی اش رو پیدا نکردم) سهم مهمی در به تشویق در آوردن تماشاچی ها داشتن




جک نیکلسون یکی از پایه های ثابت بازیهای لیکرزه که تمام بازیها رو به ورزشگاه میاد و تماشا می کنه




محض اطلاعتون قیمت بلیط صندلی آقای نیکلسون بین 8 تا 10 هزار دلاره. البته یه کار دیگه هم میشه کرد و اون این که مالکیت صندلی رو برای یک فصل بخرید که قیمتش دویست هزار دلاره



دوربینهای تلویزیونی


اسپایک لی هم جزو تماشاچی های ویژه این مسابقه بود




این هم همکار ارجمند بنده. اشتباه نکنید. این آقا بازی رو تماشا نمی کنه. زوم کرده رو cheer leader ها و داره چشم چرونی می کنه




وبالاخره اینکه لیکرز مسابقه رو با نتیجه 101-96 از میلواکی برد. بازیهای NBA این روزها خیلی هیجان دارن. همه تیمها دارن سعی خودشون رو می کنن که به playoff برسن. لیکرز هم دقیقا لب مرزه و هرلغزشی می تونه کار دستشون بده.


عکسها در فلیکر



1:39 AM ساعت
7نظر <
لینک ثابت <

Friday, March 24, 2006
فال حافظ امسال

ياري اندر كس نمي بينيم ياران را چه شد
دوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي كجاست
خون چكيد از شاخ گل ابر بهاران را چه شد
كس نمي گويد كه ياري داشت حق دوستي
حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد
لعلي از كان محبت برنيامد سالهاست
تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد
شهر ياران بود و خاك مهربانان اين ديار
مهرباني كي سر آمد شهر ياران را چه شد
صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغي برنخاست
عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد
گوي توفيق و كرامت در ميان افكنده اند
كس به ميدان درنمي آيد سواران را چه شد
زهره سازي خوش نمي سازد مگر عودش بسوخت
كس ندارد ذوق مستي مي گساران را چه شد
حافظ اسرار الهي كس نمي داند خموش
از كه مي پرسي كه دور روزگاران را چه شد
1:10 AM ساعت
2نظر <
لینک ثابت <

Monday, March 20, 2006
ما هر دو در این صبح طربناک بهاری / از خلوت و خاموشی شب پا به فراریم
روز - داخلی - دفتر کار (زمان سال تحویل)

خواستم یک کم غر بزنم که ما عید نداریم واین چه وضعشه و اینجا عید معنی نداره همش که رو تقویم نیست باید حال و هواش باشه و ازین حرفا. دیدم در تمام طول سال دارم از همین چیزا می گم. نا سلامتی عیده. خوبیت نداره آدم ناله کنه.
سال نو مبارک

2:15 PM ساعت
4نظر <
لینک ثابت <

Friday, March 17, 2006
حال وهوای من که هنوز زمستونیه. بخصوص این روزها که روزنامه رو باز میکنی و دریغ از یک خ ب ر خوب .دوست ندارم بگم 84 سال بدی بود ولی انصافا سال خوبی هم نبود. به هر حال سال با همه خوبیها(؟؟؟)و بدیهاش داره تموم می شه. ما که البته اینجا چیزی حس نمی کنیم ولی شمایی که تو ایرانین وقتی از جلوی گل فروشیهایی که سبزه هاشونو بیرون چیدن و ماهی فروشایی که آکواریم های بزرگشونوتو پیاده رو گذاشتن و دکه های روزنامه فروشی که پر شدن از ویژه نامه های نوروز رد می شین جای ماروهم خالی کنین.
حرف ویژه نامه شد، سالنامه شرق رو از دست ندین. پره از مطالب جالب مخصوصا این و این
و این و این و این رو.

پی نوشت:
ماکه عیدیمونو گرفتیم




10:01 PM ساعت
5نظر <
لینک ثابت <

Friday, March 10, 2006
هوس کردم برم تو یکی از این دالونا بشینم و فقط به صدای آب گوش کنم. فکرشو بکن


11:02 PM ساعت
7نظر <
لینک ثابت <

Wednesday, March 08, 2006
روز زن مبارک
سیمین بهبهانی شاعر 78 ساله در تجمع پارک دانشجو که به مناسبت روز زن انجام شده بود مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

نباید از کسانی که این کارو کردن متعجب بود چون اگه غیر از این بود باید تعجب می کردیم. من در عجبم که رسانه ها در مقابل چنین اعمالی سکوت می کنند.

لینکهای تکمیلی


2:11 PM ساعت
1نظر <
لینک ثابت <

Sunday, March 05, 2006
حواشی اسکار هفتاد و هشتم
با اینکه برندگان اسکار امسال اکثرا توسط خیلی از منتقدین پیش بینی شده بودن اما فقط یک اسکار- که همون مهمترین اسکار هم هست- باعث شد که مراسم امسال هم از دید خیلی ها شگفتی ساز باشه. حتی سازندگان فیلم crash خودشون هم باورشون نمی شد که اسکار بهترین فیلم رو ببرن و وقتی جک نیکلسون اسم فیلم تصادف رو از پاکت بیرون آورد و اعلام کرد به راحتی از قیافشون معلوم بود که انتظار شنیدن این اسم رو نداشتند. ولی در کل مراسم امسال حداقل از دوسال گذشته بهتر بود و من هم خوشبختانه امسال روسفید شدم. از 14 پیش بینی که کردم فقط 3 مورد(بهترین فیلم، بازیگر نقش دوم مرد و بازیگر نقش دوم زن) اشتباه بود که البته یک مورد(بهترین فیلم) جزو انتخاب های خودم بود.

جان استوارت که برای اولین بار اجرای اسکار رو بر عهده داشت احتمالا نمره قبولی از منتقدین می گیره. با این که جک هاش به بامزگی مجری های گذشته نبود و نتونست حضار رو زیاد بخندونه ولی نشون داد که در عین جسور بودن مجری محافظه کاریه و می تونه بر خلاف کریس راک دردسر ساز نباشه و در سالهای بعدی هم این کار رو به خوبی انجام بده.

امسال برخلاف سنت همیشگی آکادمی که اصولا دو اسکار اصلی بهترین فیلم و کارگردانی رو به یک فیلم می ده این دو جایزه بین رقبای اصلی مراسم امسال یعنی کوهستان بروک بک و تصادف تقسیم شد.

تصادف ، کوهستان بروک بک ، کینگ کنگ و خاطرات یک رقاصه ژاپنی هر کدام سه اسکار از آن خود کردن. لیست کامل برنده ها رو اینجا ببینید.

افتضاح ترین انتخاب آکادمی در قسمت "اسکار بهترین آهنگ فیلم" رخ داد. گروه هیپ هاپ three 6 mafia که به طرز ناباورانه ای اسکار امسال رو از آن خودشون کردن بدون شک بزرگترین شگفتی ساز امسال بودن.

مشخص بود که جان استوارت هم از برنده شدن گروه رپ three 6 mafia زیاد خوشحال نیست. یکی از تیکه های جالبی که استوارت در این مورد به آکادمی انداخت این بود:
برای کسایی که امتیازارو یادداشت می کنن: مارتین اسکورسیزی بدون اسکار ، گروه three 6 mafia یک اسکار.

و بالاخره اینکه شعار اصلی آکادمی اسکار در سال 2006 این بود که آقایون خانمها تورو خدا برین سینما و فیلم هارو ببینین. هالیوود داره بدبخت می شه.



Labels:

9:30 PM ساعت
5نظر <
لینک ثابت <

Thursday, March 02, 2006
اسکار هفتاد و هشت
کمتر از دوروز به هفتادوهشتمین مراسم اسکار مونده. اصولا من هر سال یه پیش بینی هایی برای خودم می کنم (که البته در دوسال گذشته ضمن تشکر از ارباب حلقه ها و دختر میلیون دلاری اکثر پیش بینی هام اشتباه بودن)امسال می خوام این پیش گویی رو برای رکورد خودم اینجا بنویسم. شمام اگه نظری دارید بنویسین. اسامی که اول نوشته شدن پیش بینی ها و اسامی داخل پرانتز انتخاب های خودم هستن:

بهترین فیلم: کوهستان بروک بک(تصادف)
بهترین کارگردانی : آنگ لی برای کوهستان بروک بک (پاول هاگیس برای تصادف)
بهترین بازیگر زن: ریتز ویترسپون برای walk the line(شارلیز ترون برای نورث کانتری)
بهترین بازیگر مرد: فیلیپ سیمور هافمن برای capote(واکین فینیکس برای walk the line)
بهترین بازیگر نقش مکمل زن: میشل ویلیامز برای کوهستان بروک بک(میشل ویلیامز برای کوهستان بروک بک)
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: جیک گیلنهال برای کوهستان بروک بک(پل جیامتی برای مرد سیندرلایی)
بهترین فیلمنامه اقتباسی: کوهستان بروک بک(کوهستان بروک بک)
بهترین فیلمنامه اریجینال: تصادف(امتیاز برنده و تصادف)
بهترین موسیقی متن: کوهستان بروک بک(کوهستان بروک بک)
بهترین فیلمبرداری: کوهستان بروک بک(شب بخیر و موفق باشید)
بهترین تدوین: تصادف(تصادف)
بهترین فیلم انیمیشن: والاس و گرومیت( عروس جنازه تیم برتون)
بهترین فیلم مستند: رژه پنگوئن ها( رژه پنگوئن ها)
بهترین فیلم خارجی: توتسی از آفریقای جنوبی (اینک بهشت از فلسطین)


Labels:

10:39 PM ساعت
7نظر <
لینک ثابت <

ببینید به اصطلاح مردان ما، به چه حقارتی افتادند که برای -به خیال خودشان- خلاص شدن از دست عده ای دختر حاضرند اعتقاداتشون رو هم نادیده بگیرند. چه کسی بود که سالها پیش مارو از ماکیاولیسم بر حذر داشت؟ حالا کجاست که ببینه دولتمردان یک حکومت مذهبی برای پیشبرد اهدافشون از خدا و پیغمبر هم استفاده ابزاری می کنن. یک دست مریزاد دیگه برای همه اونهایی که دیروز مقابل استادیوم آزادی حضور داشتن
12:41 AM ساعت
5نظر <
لینک ثابت <

 
وبلاگ انگلیسی